گنجینه واژگان

braucht, brauchte, hat gebraucht

به چیزی / کسی احتیاج داشتن


می‌شود. / ممکن است.


تمام روز


این (ضمیر اشاره نزدیک)


حالا


فکر خوبی است.


حوصله دارم.


من حوصله‌اش را ندارم


kann, konnte

توانستن


hat, hatte, hat gehabt

حالِ و حوصله (چیزی یا کاری را) داشتن


بعد، آتی


هنوز


فقط


حقیقتا


das Schwimmbad, die Schwimmbäder

استخر


trifft, traf, hat getroffen

ملاقات کردن (کسی را)، قرار دیدار داشتن
 (با کسی)


کِی


هفته


der Zoo, die Zoos

باغ‌ وحش